عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

دو تا اتفاق بد ....

سلام به همه دوست جونامون، امروز دو تا اتفاق بد برامون افتاد که هنوزم ناراحتم اولی اینکه عصری ایلیا رو گذاشتم تو تابش و اروم داشتم تابش میدادم، که یهو نمیدونم چی شد، خودمم نفهمیدم یهو خودشو به جلو خم کرد، و سنگینیش و انداخت رو قسمت جلوی تاب که تا من بگیرمش سرو ته شد نمیدونین چه حالی شدم، سرش پایین و تنش تو تاب فقط زبل بود و پاهاش و بهم حلقه کرد و نیفتاد و منم سریع گرفتمش همه اینا که گفتم تو چند ثانیه اتفاق افتاد، حالم خیلی بد شد، احساس میکردم الان بالا میارم ایلیا هم شدید ترسیده بود و گریه میکرد خلاصه ارومش کردم و بعد بردمش اب بازی کرد و یادش رفت و الانم خوابه اتفاق دوم اینکه اقای همسر امروز که رفتن شعبه طبق معمول ماشین ...
21 خرداد 1391

تورو خدا یکم بخواب....

جوجه کوچولو دیشب اصلا نخوابیدی، کلی مامان و اذیت کردی هی از خواب میپریدی و گریه میکردی، منم بغلت میکردم تا اروم شی، دوباره میذاشتمت تو جات نیم ساعت بعد از نو شروع میکردی، ایرادی نداره اینا وظیفه هر مادری در قبال نی نی شه، یه جائی خوندم که مادر برای بچه مثل خدا میمونه به نظرم این واقعیته   الان چند روزه اولین کلمه رو گفتی وقتی می خوایم بریم بیرون میگی دد   دد  دد عاشق صداتم، عاشق جیغ زدنتم وقتی که خوشحالی، خیلی دوست دارم.                           خیلی خسته ام ، ولی چون اقا کوچو...
21 ارديبهشت 1391

کمک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                   ای خدا ایلیا! چرا شبا نمی خوابی؟ تورو خدا بخواب ا ولاش که کوچولوتر بودی راحت میخوابیدی ، فقط یه بار واسه شیر بیدار میشدی، اما الان هر نیم ساعت یا یک ساعت بیدار میشی ، گریه میکنی، هیچ جوریم اروم نمیشی تا بغلت کنم بشینم، بعدش میخوابی. الان چند روزه که نشسته میخوابم ، خیلی خسته ام، بیشتر از خودم دلم واسه تو میسوزه اخه خوب نمی خوابی و وقتی گریه میکنی جیگرم کباب میشه خیلی دوست دارم، نمیخوام هیچ سختی تو زندگیت باشه، طاقت 1ثا...
21 ارديبهشت 1391

عشقم....

                                           من فقط عاشق اینم                 عمری از خدا بگیرم                  اینقدر زنده بمونم                 تا به جای تو بمیرم             &...
21 ارديبهشت 1391

لبخند زیبای خدا...

      چشمهایم را بسته بودم، اما دستهایم رو به اسمان بود، به خیال خودم دعا میکردم، برای چیزی که سهم من نبود. خدایم مثل همیشه ارام و صبور مرا مینگریست،بی تابیم را دید،خنده اش گرفت از عقل ناقصم،اما چه میشد کرد؟ خودش مرا ساخته بود، دوستم داشت. روی زمینش تا چشم کار میکرد، ادم های مثل من بود، نوبرش را که نیاورده بودم. خدایم لبخند زد، از خنده اش نور باریدن گرفت، فرشته قطره ای نور به بالش گرفت و روی زمین امد، چشم هایم هنوز بسته بود، فرشته را ندیدم، دانه را توی دلم کاشت. همچنان دعا میکردم، بی خبر که خدایم مثل همیشه سهم من را بیشتر از انچه که لیاقتم بوده عطا کرده. دانه توی دلم جوانه زد، بوی لبخند خدا در دلم پ...
21 ارديبهشت 1391

دعا واسه همه نی نی های ناز ♥

                             ♥خدای اطلسی ها با تو باشد♥           ♥پناه بی کسی ها با تو باشد♥           ♥تمام لحظه های خوب یک عمر♥           ♥بجز دلواپسی ها با تو باشد♥                         &nb...
21 ارديبهشت 1391

مادرم ♥♥♥

    مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم و همین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود خودم را از تو دور کرده ام با این وجود توجه و عشق تو هنوز در دلم برپاست تو مامن و سر پناه من هستی که مرا از گزندها و اسیب ها حفظ میکنی من از دیوارها میگذرم و پرواز میکنم و تمام کارهائی را که باید، انجام میدهم تا در پناه تو باشم شاید من یاغی و سرکش باشم اما میدانم، حتی زمینی که بر روی ان ایستاده ام از عشق تو سرشار است من منتظر لبخند درخشان و پر غرور تو هستم، مادر لبخندی که هر گره ای را باز میکند برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیده ای متاسفم اما بعد از طوفان های کوچک این ار...
21 ارديبهشت 1391

پدر ♥♥♥

  پدر، عشق تو مثل لطافت و زیبائی یک روز قشنگ بهاریست پدر فکر به تو مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از اتش در یک روز سرد زمستانیست پدر کلام تو مثل مشعلی روشن و فروزان،در تاریکی راههای مخوف و پر پیچ و خم زندگیست تقدیم به شانه های منتظرش چشمان خسته اش نگاه پر امیدش و قلب پر محبتش که یاد خدا را در ذهنم متصور میکند هم اکنون بر دستانت بوسه میزنم وبا تمام وجود میگویم                                    دوستت دارم پدر      ...
21 ارديبهشت 1391